سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این تویی که اغیار را ازدل های دوستانت زدودی تا آن که جز تو را دوست نداشتند ...آن که تو را از دست داد، چه به دست آورد ؟ و آن که تو را یافت، چه از دست داد ؟ آن که جز تو را به عنوان عوض پذیرفت، زیان کرد . [امام حسین علیه السلام ـ در دعایش ـ]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :5
بازدید دیروز :7
کل بازدید :16400
تعداد کل یاداشته ها : 11
99/5/18
9:27 ع
موسیقی
مشخصات مدیروبلاگ
 
محب اهل بیت[9]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
مسابقه[1]
لوگوی دوستان
 

آری گشتم . خواندم . و ماندم ، اما...

آنقدر سوال بی جواب دارم از تمام اتفاقات ، از تمام آزارها ، از تمام ضربه ها

حال خسته ام از زندگی ، آیا این باید انتهای رسیدن من به تو باشد ؟؟؟

من ماندم ؛ عقب تر از همه ، با آنکه میدویدم

من ماندم نیمه جان و ...

یادم هست هر آنچه را که باید باشد.


  
  

انتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظار


90/11/16::: 6:51 ع
نظر()
  
  

   مقدمه
 پیش از آن که از علایم ظهور سخن به میان آوریم، بجاست براى روشن شدن چرایى لزوم بحث از نشانه‏هاى ظهور و نیز مرزهاى مفهومى واژه ى مرکب (علایم ظهور) سه نکته را به یاد داشته باشیم:
   
1- ضرورت آگاهى از علایم ظهور
 مى‏دانیم که عوامل داخلى و خارجى بسیارى وجود دارد که هویت و عزّت جهان اسلام را تهدید مى‏کنند و افتخار و اقتدار مسلمین را مخدوش مى‏سازند. این عوامل، خلوص تعالیم اسلام و حسن اجراى آن‏ها، وحدت صفوف مسلمین و تمرکز قواى آنان و سرانجام استحکام و استوارى بنیان‏هاى اعتقادى - اجتماعى تمدن مشعشع اسلامى و پیشرفت و بالندگى آن را هدف قرار مى‏دهند.
 از جمله عوامل تهدیدگرى که داراى بستر و خاستگاه داخلى و حمایت‏گر و هدایت‏گر خارجى است، خطر جدى وجود (متمهدیان) (مدعیان دروغین مهدویت) مى‏باشد که هر از گاهى، ظهور کرده و به سلامت اعتقادى و همبستگى اجتماعى یکى از نقاط جهان اسلام، آسیب وارد مى‏سازد.
خوشبختانه این خطر جدى طى آسیب‏ شناسى مهدى باورى توسط هادیان امت و پیشوایان معصوم ‏علیهم السّلام  پیش بینى شده است؛ در این راستا تبیین مشروح علایم ظهور را باید گامى در جهت آسیب‏زدایى از پیکره‏ ى این باور مقدس و سازنده به شمار آورد. بنا بر این به طور خلاصه مى‏توان گفت سرّ ضرورت آشنایى با علایم ظهور در کسب هوشیارى لازم براى مقابله با خطر جدى منجیان دروغین نهفته است.
  2 -جداسازى نشانه‏هاى ظهور از شرایط و اسباب ظهور
وجود هر پدیده‏اى هم مى‏تواند سبب و شرط داشته باشد و هم علامت و نشانه، و پر واضح است که این دو از یک مقوله نیستند و هر چند ممکن است در موارد بسیارى (شرط) و (علامت) مقارن و موازى باشند ولى نسبت هر یک با پدیده ى مورد نظر از سنخى ویژه و متمایز است. براى آن که تفاوت نسبت هر یک از این دو با پدیده ى مورد نظر مشخص شود مناسب مى‏نماید به ذکر مثالى بپردازیم:
قطارى را در نظر آورید که مى‏خواهیم از راه رسیدنش را به عنوان یک پدیده تصور کنیم و هر یک از (شرط) و (نشانه) و نیز نسبت آن دو با فرا رسیدن قطار را معیّن سازیم. مى‏توان (عدم ریزش کوه در مسیر ریل) را (شرط) و (بلند شدن صداى سوت قطار یا به هوا برخاستن دود آن) را (علامت) از راه رسیدن قطار به شمار آورد. در این حال، عدم ریزش کوه و به تعبیر دیگر (باز بودن مسیر ریل) سبب و شرط رسیدن قطار است که اگر حاصل نشود، قطار هیچگاه به مقصد نخواهد رسید؛ اما سوت قطار یا دود آن صرفا هشدارى است که به مردم مى‏فهماند قطار به شما نزدیک مى‏شود و از راه مى‏رسد که چنانچه این سوت شنیده یا آن دود دیده نشود یا قطار اساسا فاقد سوت و بدون دود باشد، حرکت قطار و رسیدن آن به مقصد مختل نمى‏گردد و لکوموتیو مى‏تواند به مسیر خود ادامه دهد و به مقصد برسد.
با این توضیح به سراغ (ظهور) و علایم آن مى‏رویم. شرایط ظهور عبارتند از همان اسباب برپایى حکومت عدل جهانى که در چهار عامل خلاصه مى‏شوند:
  1- دستورالعمل جامع، حکیمانه و عادلانه‏ ى اداره جامعه ‏ى بشرى.
 2 - رهبرى حکیم، عادل و توانمند که انقلاب را هدایت کرده به پیروزى برساند و اداره ‏ى حکومت را بر عهده گیرد.
 3- تعداد کافى فرمان‏بران و یاوران آگاه از هدف انقلاب جهانى مصلح کل و آماده براى جانبازى در راه انجام فرامین وى.
4 - آمادگى و پذیرش جامعه جهانى به جهت سرخوردگى از تجارب ناکام بشرى و شکست تزها و دکترین‏ هاى رنگارنگ در ایجاد جامعه مطلوب و به ستوه آمده از اوج‏گیرى ظلم و فساد در سطح جامعه‏ ى ملل.

از این میان، دو شرط اول موجود و دو سبب بعدى مفقودند؛ شرط اول با آمدن حقه ى نهایى وحى آسمانى -شریعت مقدس اسلام- محقق گشته و شرط دوم با وجود مقدس بقیةالله الاعظم(عجل اللّه تعالى فرجه) تأمین شده است.
اما شرط سوم و چهارم هنوز حاصل نشده‏اند و از این رو، علت تامه ى ظهور تشکیل نشده است.
هنگامى عصر طلایى ظهور فرا مى‏رسد که این دو سبب، حاصل آید و به دو شرط نخست انضمام یابد
در مورد ظهور نیز اخبارى وارد شده که بیان مى‏دارد امام‏ علیه السّلام  زمانى ظهور خواهد کرد که فساد مالى و جنسى شیوع یافته و دین‏ گریزى سکه‏ ى رایج شده و...از این بیان مى‏توان بدین نکته پى برد که امام در غیر این شرایط، ظهور نخواهد فرمود، اما اگر چشم گشوده و مشاهده کردیم که هم اکنون این اوضاع، بر جامعه بشرى حاکم است نمى‏توانیم متوقع ظهور زود هنگام مصلح کل باشیم
 
3- تفکیک (علایم ظهور) از (اشراط الساعة)
بر پایه‏ ى مستندات اسلامى، در روند تسلسل تاریخى حوادث عظیم جهانى، نخست انقلاب مصلح کل حضرت ابا صالح المهدى‏علیه السّلام  رخ مى‏دهد و در پى آن دولت کریمه مهدوى شکل مى‏گیرد و آنگاه پس از سپرى شدن عصر طلایى ظهور، فرجام تاریخ فرا مى‏رسد و بساط دنیا درهم ریخته و قیامت برپا مى‏گردد و پیش از حادث شدن قیامت، نشانه ‏هایى ظاهر مى‏شود که از بروز قیامت خبر مى‏دهد، این نشانه ‏ها در فرهنگ اسلامى ما (اشراطالساعة) نامیده شده‏اند (اشراط جمع (شَرَط) به معناى (علامت) است).
 خداوند سبحان مى‏فرماید:  (فَهَلْ یَنْظُرُونَ إلاَّ السّاعَةَ أَنْ تَأتِیَهُمْ بَغتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها)
? آیا کافران جز این انتظارى دارند که قیامت ناگهان فرا رسد، در حالى که هم اکنون نشانه‏هاى آن پدید آمده است؟)
 حال این که نشانه‏هاى بروز قیامت یا (اشراطالساعة) چه امورى هستند، بحثى است که در ادامه و ضمن بیان (نکات) مربوط به علایم ظهور بدان خواهیم پرداخت. به هر روى باید توجه کرد که هر دو واقعه ى (ظهور حضرت بقیة الله الاعظم(عجل الله تعالى فرجه) و (پدیدار شدن رستاخیز) در مقطع تاریخى موسوم به (آخرالزمان) صورت مى‏پذیرد و احتمال اشتباه شدن آن‏ها مى‏رود.  بر این پایه لازم است با هوشیارى کامل، آن‏ها را شناسایى نموده و از یکدیگر تفکیک کرد و از درهم آمیختن و جابجایى آن‏ها - خطایى که برخى از نویسندگان بدان مبتلا شده‏ اند - دورى گزید.


87/4/16::: 4:35 ع
نظر()
  
  
   1   2   3   4      >